به یاد نجف دریابندری

متن زیر را مبینا از دوستان من به یاد نجف دریابندری نوشته.

عکس از مهروز زهرایی

دیشب قسمتی از رگتایم رو خوندم و یادم اومد از کی شیفته‌ی نجف دریابندی شدم. دقیقا بعد از خوندن پیشگفتار مترجم کتاب رگتایم.
در سال‌های نوجوانی اولین بار که اسم کتاب رو شنیدم برام عجیب بود.
بعد‌از اینکه کتاب رو دست گرفتم فهمیدم حتی از خوندن پیشگفتار مترجم هم ‌میشه لذت برد اگر مترجم نجف دریابندی باشه و بعدها زمان خوندن پیرمرد و دریا فهمیدم حتی میشه پیشگفتار مترجم از خود کتاب بهتر باشه.
توضیحش ‌بابت اینکه چرا اسم ‌نویسنده‌ی کتاب رگتایم رو داکتروف نوشته برام‌ عجیب و بامزه بود و نشون دهنده‌ی میزان دقتش در انتخاب کلمات بود.
و پاراگراف آخر‌ پیشگفتار کتاب رگتایم رو که‌ خوندم به امامنتداری مترجم‌‌ مطمئن شدم. نجف دریابندی انقدر متعهد بود که قسمت‌های سانسور شده ‌کتاب رو با نقطه‌چین برای مخاطبش مشخص کرده‌‌.

قسمتی از پیگشفتار رگتایم رو اینجا نوشتم. اگر رگتایم رو نخوندید بذارید اول لیست‌تون لذتی که موقع خوندش می‌برید توصیف نشدنیه.

“تعابیر اجتماعی و سیاسی رگتایم روشن است و نیازی به شکافتن ندارد. در یک کلام، می‌توان گفت که رگتایم چهره امریکا را، بویژه در دهه ۱۹۶۰ – دهه تجاوز و خونریزی و رسوایی را به شکل افسانه‌ای در آن سوی در جنگ جهانی، در دوران زیبایی که مردم امریکا همیشه حسرتش را می‌خورند، ترسیم می‌کند. نویسنده در توصیف عناصر اجتماعی و سیاسی این داستان به قدری صریح سخن می‌گوید که گاه داستانش رنگ نوعی رئالیسم سوسیالیستی به خود می‌گیرد.

کلمه رگتایم نام نوعی موسیقی است که از ترانه‌های بردگان سیاه پوست جنوب امریکا سرچشمه گرفته است و در آغاز قرن در امریکا بسیار رایج برد. «رگ» به معنای زنده و پاره و گسیخته است، و «تایم» به معنای وزن و ضربان موسیقی. نویسنده نام رگایم را به عنوان روح زمانه ای که توصیف می کند بر رمان خود گذاشته است، و نیز شاید می خواهد کیفیت پر ضربان، گسسته و پیوسته، و درد آلود داستانی را که درباره آن زمان پرداخته است به ما گوشزد کند. در هر حال عنوانی است که متأسفانه ترجمه شدنی نیست.

ادگار لورنس دکتروف در سال ۱۹۳۱ در نیویورک متولد شده است. آثار او اینها : کتاب دانیال، خوش آمدید به هارد تایمز، سر و مرو گنده‌ها و دریاچه لون. کتاب اخیر بعد از رگتایم منتشر شده، ولی معروف ترین اثر او همچنان رگتایم است. کتاب دانیال از این جهت شایان توجه است که داستان زندگی جوانی است که پدر و مادرش به اتهام فاش کردن اسرار اتمی در آمریکا اعدام شده‌اند . در واقع این رمان از زندگی و مرگ جولیوس و آتل روزنبرگ الهام می‌گیرد.

نام این نویسنده در امریکا «داکترو» تلفظ می‌شود، و هجای آخر آن مانند هجای آخر کلمه «جلو» است. اما داکترو Doctorow ضبط آلمانی یا لهستانی نام اسلاوی دکتروف (یعنی پزشک زاده») است، و نظایر آن را ما غالبا در فارسی با پسوند اوف» ضبط کرده ایم، مانند گاموف Gamow فیزیکدان و رستوف Rosto اقتصاددان. به این دلیل من نام نویسنده رگتایم را «دکتروف» ضبط کردم. و به نظرم این تلفظ به مذاق فارسی نزدیک تر است. کسانی که این منطق را نمی پسندند می‌توانند این نام را «داکثروه یا داکترو» تلفظ کنند؛ تلفظ امریکایی همین است.

در ترجمه کتاب به حکم ضرورت در دو مورد چند سطر حذف شده است. این موارد با نقطه چین مشخص است. مطالب حذف شده روی هم در حدود ده سطر است. حذف ناگزیر این چند سطر به روال داستان صدمه ای نمی‌زند، اما مترجم از این بابت متأسف است.”

ممنون که اجازه دادی ما هم در کنارت از نبوغت کیف کنیم.
در آرامش باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *