وحشت یا اطلاع‌رسانی درست

این مطلب ترجمه مقاله دکتر دنیل مکینچی، پزشک بخش آی‌سی‌یو در برگامو، است. تا انتها بخوانید.

۱- شاید در حال تکرار خودم باشم، ولی می‌خواهم با این احساس امنیتی که خارج از مراکز بیماری کرونا می‌بینم مبارزه کنم، حس امنیت از این‌که بیماری ” این‌جا” نمی‌آید. رسانه ها در اروپا اطمینان می‌دهند، سیاستمداران اطمینان می‌دهند، در حالی که اطمینان زیادی در این زمینه وجود ندارد.

۲- این مطلب ترجمه مقاله دکتر دنیل مکینچی، پزشک بخش آی‌سی‌یو در برگامو، است. تا انتها بخوانید: “بعد از تفکر و تعمق درمورد این‌که آیا باید در مورد این اتفاقی که برای همه ما در حال رخداد است بنویسم؟ چه بنویسیم؟” احساس می‌کنم سکوت کردن مسوولانه نیست.

۳- بنابراین سعی می‌کنم به مردمی که در این روزهای شیوع همه‌گیر کوید۱۸ از ما که در برگامو زندگی می‌کنیم دورند، توضیح بدهم. می‌فهمم که نیازی به ایجاد رعب و وحشت نیست ولی از این‌که مردم خطرناکی اتفاقی که برای ما می‌افتد رو ندانند، می‌ترسم.

۴- من شخصا با تعجب سازمان‌دهی دوباره کل بیمارستان رو در هفته پیش تماشا کردم، وقتی دشمن فعلی ما هنوز در سایه بود، بخش‌ها به آرامی تخلیه شدند، عمل‌های غیرضروری (جراحی‌های الکتیو) قطع شدند و بخش مراقبت‌های ویژه برای هرچه بیش‌تر شدن تختواب‌ برای بیماران خالی شد.

۵- این تحولات سریع، فضایی ساکت و پوچی غیرواقعی را به راهروهای بیمارستان آورد. هنوز نمی‌دانستیم، ما منتظر جنگی بودیم که هنوز شروع نشده بود، و بسیاری همانند من مطمئن نبودند که با چنین شدتی شروع شود.

۶- هنوز هفته پیش که منتظر تماس تلفنی آزمایشگاه برای نتیجه یک تست بودم رو یادمه. وقتی بهش فکر می‌کنم،الان که دیدم چه اتفاقی می‌افته نگرانی و اضطراب درمورد یک نمونه به‌نظر مسخره و غیرمنطقی می‌رسه. در بهترین حالت می‌شه گفت اوضاع بحرانی‌ه.

۷- جنگ به معنای واقعی شروع شده، نبردها شب و روز بدون وقفه ادامه دارند. نیاز به تختخواب‌های زیادی هست. بخش‌هایی که یکی یکی خالی شده‌ بودند با سرعت زیادی پر شدند.

۸- حالا تابلوهای اسم بیماران، که قبلا بسته به بخش رنگ‌های مختلفی داشتند، همه قرمز هستند و به‌جای جراحی فقط تشخیص بیماری رو می‌بینید، اغلبشون همین مریضی لعنتی است: ذات‌الریه.

۹- حالا برای من توضیح بدهید کدوم ویروس آنفلونزا با چنین سرعتی اوضاع رو بحرانی می‌کنه. [ بعد از مقایسه کوید۱۹ با آنفلونزا در لینک]. و در حالی که هنوز هم افرادی هستند که نترسیدن رو نادیده گرفتن راهنمایی‌ها می‌دونند  و اعتراض می‌کنند چون زندگی روزمره همیشگی‌شون موقتا در معرض بحرانه،

۱۰- بیماری در حال گسترش‌ه. دیگر جراح، متخصخص ارولوژی یا ارتوپدی نداریم، همه ما فقط پزشکانی هستیم که به طور ناگهانی بخشی از یک تیم واحد برای مقابله با این سونامی که همه ما را تحت الشعاع قرار داده است، می‌شویم.

۱۱- بیماران تصاعدی زیاد می‌شوند. ما درحال پذیرش تقریبی ۱۵-۲۰ بیمار در روز هستیم، همه هم به همین دلیل. نتایج تست‌ها یکی بعد از دیگری می‌آید: مثبت ، مثبت ، مثبت. و ناگهان قسمت اورژانس در حال فروپاشی‌ه.

۱۲- دلایل همیشه یکسان است: تب و مشکلات تنفسی، تب و سرفه، نارسایی تنفسی. رادیولوژی همیشه یکسان گزارش می‌کند: ذات الریه، ذات الریه، ذات الریه. همه باید بستری بشوند.

۱۳- شخصی که اینتوبه کرده به قسمت مراقبت های ویژه (آی‌سی‌یو) می‌رود. برای دیگران خیلی دیر شده … دستگاه تنفسی همچون طلاست: آنهایی که در سالن‌های عملیاتی که فعالیت غیرفوری خود را به حالت تعلیق درآورده‌اند، بخش‌های مراقبت ویژه‌ می‌شوند که قبلاً وجود نداشت.

۱۴-  کارکنان خسته شدند. من خستگی رو توی صورتشون می‌دیدم، باوجود کارهای زیادی که انجام می‌دادند با این‌که حتی نمی‌دانستند این بیماری‌ چیه. همبستگی و اتحاد بین‌مون رو وقتی هربار از همکارمون می‌پرسیم: “الان چه کاری می‌توانم برات انجام بدهم؟” دیدم.

۱۵-پزشکانی که تختخواب‌ها را جابجا می‌کنند و بیماران را منتقل می‌کنند، کارکنان بخش اداری وظایف پرستارها رو انجام می‌دهند. پرستارهایی که چشم‌هاشون پر از اشکه برای این‌که ما نمی‌توانیم همه رو نجات بدهیم، و پارامترهای حیاتی چند بیمار که همزمان یک سرنوشت مشخص رو نمایش می‌دهند.

۱۶- دیگه شیفت کاری نیست، ساعت نیست. زندگی اجتماعی ما متوقف شده. ما حتی خانواده‌هامون رو نمی‌بینم که مبادا بیماری رو به اونها انتقال بدهیم. بعضی از ما با وجود رعایت همه‌جانبه بیمار شدیم.

۱۷- بعضی از همکاران ما که به ویروس آلوده‌اند، فردی از خانواده‌شون هم بیماره و درحال جنگ بین مرگ و زندگی هستند. صبور باشید، موزه و جیم و سینما نروید. به افراد پیری فکر کنید که ممکنه شما آلوده و بیمارشون کنید.

۱۸- ما سعی می‌کنیم مفید باشیم. شما هم سعی کنید مفید باشید: ما روی زندگی و مرگ چند ده نفر تاثیر می‌گذاریم. شما روی زندگی خودتون و خیلی‌های دیگه. لطفا این پیام رو انتشار بدهید. ما باید با پخش کردن این اخبار، و اطلاع رسانی درمورد اتفاقی که این‌جا افتاد جلوی اتفاق بزرگ‌تری که می‌تواند در تمام ایتالیا رخ بده رو بگیریم.

۲۰- حرف‌هایم رو با این تمام می‌کنم، من واقعا نمی‌فهمم چرا باید با ترس جنگید. تنها دلیلی که من می‌بینم کمبود ماسک‌ه، دیگه هیچ ماسکی برای فروش نیست. مطالعات زیادی در این زمینه نیست، ولی آیا ترس و وحشت، از بی‌توجهی و بی‌دقتی در زمان شیوع بیماری همه‌گیر بدتر نیست؟

۱۹- خواندن کامل مطلب در این‌جا به زبان ایتالیایی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *